|
عاشق بودن دریافت یک نگاه الهی ست...
|
کودک نجوا کرد:
خدایا با من حرف بزن .
مرغ دریایی اواز خواند
کودک نشنید...
سپس کودک فریاد زد :
خدایا با من حرف بزن .
رعد در اسمان پیچید اما کودک گوش نداد!
کودک نگاهی به اطراف انداخت و گفت:
خدایا بگذار ببینمت.
ستاره ی درخشید ولی کودک توجهی نکرد.
کودک فریاد زد :
خدایا به من معجزه ای نشان بده ...
و یک زندگی متولد شد!!
اما کودک نفهمید.
کودک با نا امیدی گریست...
خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجا هستی!
بنابر این خدا پایین امد و کودک را لمس کرد...
ولی کودک
, پروانه را کنار زد و با نا امیدی رفت...!!! 
این یادت بمونه....
در مسیر زندگی هیچ راهی نیست , همه ان است که ما به وجود می اوریم .
هیچ مطلبی نیست مگر ما طلب کنیم ...
هر که هر طور بخواهد می بیند ...
هر چه بخواهد به دست می اورد...
هر گونه که بخواهد فکر می کند...
و تو منتظر چه نشسته ای؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا خود را هدر می دهی؟؟؟؟؟؟؟؟
خداوند ان زمان که تو را افرید بر خود افرین گفت...
این یادت بماند!!